هم اغوشی ما(به قلم خودم)
امدی توی زندگیم ،دلمو دادم دست تو
نمیدونم چجوری شد ،که من شدم عاشق تو
میخوام بگم دیونتم،عزیز من پیشم بمون
گیتار و بردار و واسم،جریان عشقمو بخون
تب تنـــت به من گرفت ،ببین که داغ شده تنـم
بیا بزار دیونه شم، به بوسه ای روی لبم
جسممو باز عاشقونه، گریه کنو بـــغل بگیر
منو به یک اغـوش گرم ،با یک نگاه دعوت بگیر
فکر جدایی رو نکن،که من اســیر این تنــم
اسممو باز صدا بکن،تا من بگم جونه دلم
عــــقربه های دنیا رو ،بگو کجاس تا بشکنم
چرا میخوان با صب شدن،تورو بگیرن از تــــنم
نفرین به این زمونه و ،نــــفرین به هر چی ساعــته
خورشید داره بیرون میاد ،چــــــقدر دلم بی طاقته...
ببند چشاتو روی هم،کنار من اروم بخواب
خورشید بیا به جسم این،عاشق یخ زده بتاب...
من و تو دیگه تن__ها نیستیم چونکه