قلبــــــم گندیده است
انقدر سریع امد و در نگاهم نشست
که نفهمیدم از چه گر گرفته
چــــــــــــه؟
وحـــــــــــــشت را میگویم
چشم هایم قبل از هر چیز خـــــبر امدنش را داد
انقدر وهمش زیاد بود که اب گـــــلویم تبخیر شد
![]()
بو می اید....اه چه بـــــــــوی گندیس
این بو از کجاس...چقدر به من نزدیک است
لباسهایم بو گرفته...نه این بو از تنم میاید!
فهمیدم قلبــــــم گندیده است سالهس طعم عاطفه نچشیده است
![]()
این صدای خنده از کجاست چقد راشناست ....اذیت میشوم
اری خودش است تین همان ابلیس است که اشتیاق هوس او را در پرده عشق پوشاند
این خنده مرا یاد ان شب می اندازد
یاد لذتی تلخ تر از قهو ای که هر شب برای بی خوابی هایم مینوشم

دارد مرا به زیر میکشد افکار پژمرده ام
چقدر سرد است مگر تابستان نیست! یادم امد جسم من سالهاس یخ زده است
بدنم از از این حرفها کبود است ...تا زبانم لال نشده
بگزار فرو روم در همان سکوت عمیق همیشگی!
از اونجایی که دوست داشتین از همون نوع گذاشتم دوستون دارم سحر







من و تو دیگه تن__ها نیستیم چونکه