دلتنگی ممنوع
دلتنگی ممنوع

ساعت دلتنگى تو
لحظه دل سوزوندنه
وقت تلافى رسيده
اين دفعه نوبت منه
وقتشه راه خودتو
از راه من جدا كنى
حق ندارى تو خلوتت
اسم منو صدا كنى
ديگه اجازه نمىدم
بهم بگى دوستت دارم
نميشه با من بمونى
گريه نكن، نميذارم
فايده نداره اينجورى
غرور تو خراب كنى
نمىتونى از اين به بعد
رو عشق من حساب كنى
دوباره مثل اون روزا
نگى كه دلخوشيت منم
حتى تو غربتم باشم
من به تو سرنمىزنم
ساعت دلتنگى تو
لحظه رفتن منه
اونى كه عاشقش بودى
داره ازت دل مىكنه

چنتا عکس عاشقونه تقدیم به شما مهربونا
خوشحال میشم نظرتو درمورد شعر بی پروا و عکسای انتخابی خودم بدونم به نظرت چطور بود دوست من؟
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۸۹ ساعت ۳:۴۸ ب.ظ توسط این منم
|




من و تو دیگه تن__ها نیستیم چونکه