یک اپ دو قسمته متفاوت
| شنبه 10 اردیبهشت1390 ساعت: 0:35 | توسط:نصیحت | ||||
| یک راه برات میذارم. اگر عمل کنی کاری باهات ندارم البته فعلا. اگر گوش نکنی عاقبت وخیمی داری. فکر نکنم لازم باشه شرح بدم که چه عاقبتی. کاری میکنم که حتی تصورشو هم نمی تونی بکنی. طوری میام سراغت که نفهمی چه جوری اومدم. اما شرط: تمام وبلاگ هایی که داری رو جمع کن و گورتو گم کن. شانس بیاری جایی نبینمت. اگه جایی دیدمت یا حتی اشتباهی حس کردم که دیدمت دیگه پیمان شکنی کردی. پی نوشت: لازم نیست که متذکر بشم. اسم شوهرت سید ... اسم اعضای خانوادت و اسم همه دوستات چه دختر و چه پسر میدونم و چیزای دیگه. شاید در مرحله اول، مثلا به سید ایمیلی ناشناس بفرستم و ... | |||||
۱ببین دوست من اولا اگه مردی ادرس وب یا ایمیل بزار مثل موش نرو زیر سنگ و تحدید کن![]()
۲ اول ببین با کی کار داری بعد تحدید کن من چنتا وبلاگ دارم تو ک بلدی؟![]()
۳اون یاد اوری ک گفتی تو یه وب دیگم گذاشتی ادرس وبو بده چون من تو وب هام چیزی ندیدم![]()
۴شوهرم سید جواد
بی انصاف شوهر بهتر از این نبود به من بچسبونی![]()
۵ حداقل نظرتو خصوصی نزار ک زیرش ویرایش کنم جوابتو بدم کوچولو![]()
۶ پیدا کردن ایدیت واسه من ۳ ثانیه کارش بود کاری نکن حکت کنما![]()
۷ گورتو گم کن دیگه نبینمت تو وبم![]()
۸ یا مثل ادم بیا تو میدون یا برو شیرتو بخور ![]()
۹ایمیل به هر خری میخوای بده عکس و نامه هم واسه ملت بفرس بیاد![]()
۱۰ تاریخ ساخت وبو نگا بندازی بد نیس وبم دو روزه نیس ک به این مفتیا درش تخته شه پس لطفا..
و اما...باز هم کار های زیبای بی پــــــــــــــــــروا دوستم

"وقتى رفتى"
وقتى رفتى، انگارى يه چيزى كم شد از تنم
يه غمى انگارى حلقه زده به دور گردنم
نفسم تنگ شده و گريه امونم نمىده
اين دل ديوونه ديگه از همه دل بريده
وقتى رفتى، آسمون يه بند مىباريد واسه من
خشك شدن تو باغچهمون همه گلاى ياسمن
بال پروازمو آتيش زدى و دلم شكست
دل من در رو به روى همه شاديا بست
وقتى رفتى، همدم تنهاييام شد عكس تو
تو گوشم مونده هنوز صدات كه مىگفتى برو
حالا تو كجايى تا شكستنم رو ببينى
چى مىشد توام يه بار به پاى اين عشق بشينى
وقتى رفتى، همه چيز رفت از دلم به جز اميد
يه صداى آشنايى به گوشم انگار رسيد
مژده داد اومدن بهار و گفت سبزه دميد
دل من دور همه فكراى بد يه خط كشيد

"دوسِت ندارم"
تو شكستى قلب من رو، پس بذار با هم نباشيم
تو سكوت سرد لبها، تو بذار از هم جدا شيم
انگارى تموم نمىشن طعنههاى بىبهونهت
دل من خسته شد از بس، ساخت با اين قلب ديوونهت
مىدونم يه روزِ ديگه باز به دل مىزنى خنجر
طعنههاى بىجهت رو تو بازم مىگيرى از سر
تو چشام اشكى نمونده كه بباره تو نگاهم
من ديگه نايى ندارم، عمريه خسته راهم
ديگه هيچ حرفى نمونده واسه برگشت دوباره
تو شكستى قلب من رو، بخششم فايده نداره
نه ديگه من نمىتونم پاى تو دووم بيارم
برو ديگه سخته واسم، من ديگه دوست ندارم
دیونتونم رفقا
انشالا بزوردی از خودم هم اپ میکنم
با یه دل نوشت و یک ترانه دوستون دارم منتظر نظرات زیباتون هسم

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۳ ق.ظ توسط این منم
|
من و تو دیگه تن__ها نیستیم چونکه