دیگه دست باد(به قلم خودم)
زیر قطره های بارون
راه میرم به یادت ای عشق
تو که نیسی زندگیمون
دیگه دسته باد ای عشق
زیر رگبار نگاهت
جون میدم لحظه به لحظه
اونی ک خواستمش امروز
منا جا گذاشته رفته
بال پروازم تویی
رهایی و ازم نگیر
منو تو قفس نزار
پروازمو ازم نگیر
مگه نمیگی تو با من
خوشبخت نمیشی میدونم
من عاشق بدبختیم
پس بزار پیشت بمونم
دیگه جونی ندارم
به قلب من حمله نکن
تو به گریه های من
زل نزن و خنده نکن
بال پروازم تویی
رهایی و ازم نگیر
منو تو قفس نزار
پروازمو ازم نگیر
شاعر سحر سامانی
من و تو دیگه تن__ها نیستیم چونکه