زره زره رو به مرگم(به قلم خودم)
دیگه به ادامه ی/جاده امیدی نیست
توی تاریکی شب//بوی روشنایی نیست
واسه ی ارزوهای/من و تو محلتی نیست
واسه التماس و گریه/سر سوزن وقتی نیست
نه میشه رو به عقب شد/نه میشه فردارو هضم کرد
طوفان کدوم بی رحمی/جریان اب و عوض کرد
غرق شدیم تو حسرت "ما"/من و تو یکه و تنها
تــــف به این بازی بی رحم /که مارو کشوند تو غمها
کاش میزاشتن واسه یک شب/زندگی کنیم ما باهم
داغشو به دل گذاشتن /یعنی راضی خداهم؟!!!!!
تب داغ این جدایی//اثــرش مونده رو جسمم
زره زره رو به مــــــــرگم/نمیفهمن که بی حسم
نمیفهمن خنده ی من/بدتر از گریه زاره
حل شدم تو بازی شب/تو جنونی نیمه کاره!
نمیپرسن چرا شبها/تا دمه سحر بیداره
جسمه سالمو میبینن/روح دخترک بیماره
نمیپرسن چرا گاهی/خیره به دیوار میشینه
توی تصویر خیالش/شبهه چی رو میبینه
نمیبین از سکوتم/زخم های کهنه میباره
تو نفس های بی جونم/خاطرات بد میاره
نمیپرسن چرا انقدر /بیتفاوتم به اوضا
یا چرا تو خاطرم نیس /ماه و هفته ها و روزها
نمیفهمن گیج و منگم/نمیپرسن چرا خنگم
کورا انگار نمیبینن/صورت زرد و بیرنگم
نمیپرسن چرا موهام/ تازگی انقدر میریزه
شد یبار از خود بپرسن /نکنه دختر مریضه!
نمیپرسن چرا زیر/چشمای دختر کبوده
بیخیال تو دنیای ما/ هیشکی بی غصه نبوده
نمیدونم شاید اصلا/تنبیه اون اشتباهه
اخه خوب میدونم جسمم/غرق در جور و گناهه
پس دیگه گلایه بسه/بهتر یکم عوض شم
دنبال یه قطره پاکی/ضد بارون هوس شم
زره زره رو به مرگم سحـــــــــــــــــــــــــــــــــر سامانی....شاید این اخرین پست باشه
من و تو دیگه تن__ها نیستیم چونکه